السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )
106
اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )
روز قيامت از شفاعت جدّش بهرهمند گردى ، وهب بازگشت و آنقدر جنگ كرد تا دستهايش بريده شد همسرش عمود خيمه را بدست گرفت و رو سوى او آمد و ميگفت : پدر و مادرم بقربانت در يارى پاكان يعنى حرم رسول خدا جنگ را ادامه بده ، وهب رو بهمسرش آمد تا او را بخيمهء زنان باز گرداند زن دست انداخت و دامن وهب را بگرفت و گفت : هرگز باز نميگردم تا با تو كشته شوم حسين عليه السّلام كه اين منظره بديد فرمود : خداوند بشما در عوض اين يارى كه از اهل بيت من ميكنيد پاداش نيكو عطا فرمايد خدايت رحمت كند اى زن بر گرد به نزد زنان حرم ، زن كه اين دستور از حضرت دريافت بخيمه بازگشت و كلبى مشغول جنگ شد تا بدرجهء رفيعهء شهادت رسيد رضوان اللَّه عليه . سپس مسلم بن عوسجه بميدان شد در مبارزه با دشمن پايدارى كرد و بر هول و هراس جنگ ، شكيبائى نمود تا آنگاه كه از پاى در آمد هنوز نيمه جانى در بدنش بود كه حسين عليه السّلام باتّفاق حبيب بن مظاهر بالينش آمد و فرمود : رحمت خدا بر تو باد اى مسلم فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلا ( اشاره باينكه تو از جوانمردانى